سایت تخصصی ارائه کتابهای پلیسی ،نایاب و قدیمی کتابهای نویسندگان مشهور دنیا و ادبیات جهان،سناریو نویسی و نمایشنامه نویسی ،شعر،زندگی نامه مشاهیر و قدرتمندان یزرگان و حاکمان جهان .ضمانت محصولات ما 100در 100 و توسط شرکت فورکیا تضمین شده است..

محل لوگو

دانش جهان- سفرنامه

دانلود کتاب های( نمایش نامه نویسی- سناریو نویسی-سینما- فیلم نامه)

دانلود کتابهای تاریخی- ادیان-مذاهب- مذهب- دین- دینی)

کتابهای نایاب و قدیمی (سرگذشت و رویداد واقعی)

دانلود pdf مجموعه داستانهای صادق هدایت(بیش از 67 داستان)

رازآفرینش-کدکس- دنیای ناشناخته-نیروهای مرموز-اساطیر- بیگانگان- دانش ناشناخته از دنیا و خدا

پر خواننده ترین و پر فروش ترین فایلهای سایت کتابکده فورکیا-http://ketabkadeh.4kia.ir

کتابهای مرتبط با زبان انگلیسی

کتابهای مرتبط با گنج و دفینه

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 46
  • بازدید دیروز : 113
  • بازدید کل : 504386

حوادث


ما می توانید با به اشتراک گذاری لینک مخصوص به خودتان از فروش قسمت 4 وحشی کسب درآمد داشته باشید.

سیستم به محض اینکه خریدی با لینک های شما انجام شود، 25 درصد از مبلغ خرید را به حساب شما در سایت عصرآپلود اضافه می کند.



لینک های همکاری در فروش مخصوص شما


سیستم آپرا


سیستم جدید (پیشنهادی)


مشاهده ریز آمار فروش


تعداد فروش شما در 30 روز گذشته: 0



شما می توانید برای درخواست درآمدهایتان از این لینک استفاده کنید
حداقل موجودی شما جهت برداشت 50 هزار تومان است
درآمد شما طی حداکثر یک ماه به حساب خودتان واریز خواهد شد

انتشار : ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

آزار سیاه زن تهرانی که با قهر از ماشین شوهرش پیاده شد/ 2 مرد شیطان صفت سوارم کردندو هر کاری کردند


سرگرد سمانه مهربانی، معاون اجتماعی پلیس آگاهی پایتخت گفت: زن جوان مچاله شده بود روی نیمکت و منتظر بود تا با اعلام افسر پرونده برای پیگیری پرونده اش به داخل اداره شانزدهم آگاهی برود. از نوع پوشش و ظاهرش مشخص بود حال و روز خوشی ندارد. کنارش نشستم و ضمن معرفی خودم از او خواستم، اگر مایل است در مورد علت مراجعتش به پلیس آگاهی بگوید، تا در قالب داستان برای آموزش شهروندان استفاده کنم.

زن آهی کشید و گفت : داستان مرا منتشر می کنید؟ گفتم بله.

گفت: حتما این کار را بکنید تا همه بخوانند و عبرت بگیرند از سرگذشت زنی مثل من که در یک لحظه زندگی مشترک و آینده اش را پای یک لجبازی بچه گانه سوزاند. چند شب قبل به همراه همسرم به یک دورهمی خانوادگی رفتیم. در طول میهمانی من بابت بعضی از رفتارها و حرف های همسرم عصبانی شدم. میهمانی که تمام شد و راهی خانه شدیم، من از همان لحظه شروع کردم به سروصدا و دعوا با همسرم، او هم به جای آرام کردن من پابه پای من بحث می کرد و داد می زد. بالاخره آنقدر بحث بین ما بالا گرفت که من تهدید کردم ماشین را نگه دارد تا پیاده شوم وگرنه خودم را از خودرواش بیرون می اندازم. اوهم ماشین را نگه داشت و من پیاده شدم

کنار خیابان ایستادم تا برای خودم تاکسی بگیرم. هر چه همسرم اصرار کرد و خواست تا برگردم قبول نکردم و از او دور شدم.

در همین گیرو دار یک خودرو گرانقیمت مقابل پایم توقف کرد و من در یک لحظه فقط به کم کردن روی همسرم فکر کردم و بدون توجه به عواقب کارم سوار خودرو مرد غریبه شدم. آن شب مرد غریبه مرا به خانه مجردی خودش برد  و تا صبح و بارها بدون خستگی  توسط او و هم خانه اش مورد آزار و اذیت قرار گرفتم و فردای آن روز سرافکنده و زخم خورده رهایم کردند.

نمی توانم کسی جز خودم را مقصر این اتفاقات بدانم. دیگر روی برگشتن به خانه را هم ندارم. به خاطر یک تصمیم احساسی و عجولانه هم زخمی عمیق به جسم و روح خودم زدم و هم زندگی مشترک و آینده ام را به نابودی کشاندم. می دانم فرد آزارگر توسط همکارانتان دستگیر می شود و مجازات خواهد شد اما چیزی در زندگی من عوض نمی شود. من زندگی حال و آینده ام را پای تصمیم نادرست خودم باختم . نظریه کارشناس بدون شک هر زوجی با هر درجه از عشق و علاقه نسبت به یکدیگر به دلایل مختلف در طول زندگی مشترک خود با چالش هایی روبرو می شوند. نکته مهم در این موقعیت ها، برخورد عاقلانه با مسایل و مشکلات و رسیدن به راه حل مناسب می باشد. دانلود تست سلامت کسب‌وکار | بدون هزینه تبلیغ دانلود تست سلامت کسب‌وکار | بدون هزینه دریافت فایل yn-ad متاسفانه اکثر زوج ها که از لحاظ روحی و فکری نابالغ و کودک مانده اند، در برخورد با کوچکترین موضوع و ناکامی، یک بحث کوچک را تبدیل به یک جنگ تمام عیار کرده و گمان می کنند پیروز کسی است که بیشترین تهمت و تحقیر و رفتارهای تهدید آمیز را نثار دیگری سازد . غافل از این که این نوع رفتار موجب دوری از یکدیگر شده و کدورت و ناراحتی جایگزین همیشگی محبت از دست رفته خواهد شد. بر همین اساس بهتر است تصمیم عاقلانه متناسب با شرایط زندگی و شخصیت همسر تان که در نهایت منجر به جذب وی به کانون خانواده می‌شود از سوی هر یک از زوجین صورت پذیرد و از طرد شدن از کانون خانواده جلوگیری شود. منبع: رکنا

آزار سیاه زن تهرانی که با قهر از ماشین شوهرش پیاده شد/ 2 مرد شیطان صفت سوارم کردندو هر کاری کردند
انتشار : ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

برچسب های مهم

زیبا رویان هالیود


آنها با زیبایی خارق‌العاده‌شان همه را مسحور و شیفته می‌کردند و به پرده سینما جلوه‌ای متفاوت می‌بخشیدند…

آثار اندی وار هول

پرتره معروف اندی وارهول از مرلین مونرو با صفحه ابریشمی به قیمت ۱۹۵ میلیون دلار در حراجی فروخته شد. این بیشترین قیمت برای اثر یک هنرمند آمریکایی است.

۱. گریس کلی (۱۹۲۹-۱۹۸۲)

گریس کلی هنرپیشه اهل آمریکا و برنده جایزه اسکار بود. او بعد از ازدواج با شاهزاده موناکو ملکه این کشور شد.

گریس کلی
گریس کلی

۲. مریلین مونرو (۱۹۲۶-۱۹۶۲)

مریلین مونرو بازیگر، خواننده و مانکن مشهور آمریکایی بود. او در اوج محبوبیت و جوانی درگذشت.

مریلین مونرو
مریلین مونرو

۳. سید شریس (۱۹۲۲-۲۰۰۸)

سید شریس هنرپیشه و رقصنده ایالات متحده بود.

سید شریس
سید شریس

مطلب مرتبط: زیبایی به قدمت صد سال؛ تصاویری از زیباترین زنان یک سده قبل

۴. الیزاب تیلور (۱۹۳۲-۲۰۱۱)

الیزابت تیلور بازیگر، بازرگان و انسان‌دوست اهل انگلیس و یکی از محبوب‌ترین بازیگران سینمای کلاسیک در دهه ۵۰ بود.

الیزاب تیلور
الیزاب تیلور

۵. جین تیرنی (۱۹۲۰- ۱۹۹۱)

جین تیرنی هنرپیشه دهه ۴۰ و ۵۰ آمریکا بود که در فیلم سینوهه نیز بازی کرده بود.

جین تیرنی
جین تیرنی

۶. اوا گاردنر (۱۹۲۲- ۱۹۹۰)

اوا گاردنر به عنوان بیست و پنجمین هنرپیشه بزرگ زن توسط انستیتو فیلم آمریکا انتخاب شد. ورود او به دنیای سینما از طریق عکسش بود که در ویترین استودیو عکاسی قرار داده شده بود.

اوا گاردنر
اوا گاردنر

۷. لورن باکال (۱۹۲۴-۲۰۱۴)

لورن باکال هنرپیشه و بازیگر آمریکایی بود که به نگاه گیرا و صدایی زیبا شهرت داشت.

لورن باکال
لورن باکال

مطلب مرتبط: قاره سیاه؛ ۱۰ زیباترین زنان آفریقا

۸. ریتا هیوورث (۱۹۱۸-۱۹۸۷)

ریتا هیوورث مشهور به الهه عشق، هنرپیشه آمریکایی برنده جایزه گلدن گلوب بود.

ریتا هیوورث
ریتا هیوورث

۹. ناتالی وود (۱۹۳۸-۱۹۸۱)

ناتالی وود هنرپیشه روسی الاصل بود. او در سال ۱۹۵۶ از سوی مجله لایف به عنوان زیباترین نوجوان جهان انتخاب شد.

ناتالی وود
ناتالی وود

۱۰. آدری هپبورن (۱۹۲۹-۱۹۹۳)

آدری هپبورن هنرپیشه و مدل بریتانیایی و یکی از زیباترین بازیگران سینمای کلاسیک بود. او با فیلم بانوی زیبای من شناخته شده است.

آدری هپبورن
آدری هپبورن

مطلب مرتبط: بزرگ ترین قاره دنیا؛ با زیباترین زنان آسیا آشنا شوید!

۱۱. لانا ترنر (۱۹۲۱-۱۹۹۵)

لانا ترنر در دهه ۱۹۴۰ یکی از گران‌ترین بازیگران ایالات متحده بود.

لانا ترنر
لانا ترنر

۱۲. مورین اوهارا (۱۹۲۰-۲۰۱۵)

مورین اوهارا هنرپیشه ایرلندی بود که در اوج فعالیت حرفه‌ایش یکی از زیباترین زنان جهان محسوب می‌شد.

مورین اوهارا
مورین اوهارا

۱۳. لوسیل بال (۱۹۱۱-۱۹۸۹)

لوسیل بال خواننده و بازیگر آمریکایی بود که توسط مجله آمریکایی تی‌وی گاید به عنوان بهترین ستاره تلویزیونی تمام دوران‌ها انتخاب شد.

لوسیل بال
لوسیل بال

مطلب مرتبط: زیباترین بازیگران بالیوود؛ جلوه های ویژه از ۲۵ بازیگر زیبای هند

۱۴. دوریس دی (۱۹۲۲-۲۰۱۹)

دوریس دی خواننده و بازیگر آمریکایی بود که فعالیتش را در سال ۱۹۳۹ به عنوان خواننده آغاز کرد.

دوریس دی
دوریس دی

۱۵. جوسلین لین (۱۹۳۷)

جوسلین لین هنرپیشه و مدل بود که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ فعالیت می‌کرد.

جوسلین لین
جوسلین لین
 

زیبا رویان هالیود
انتشار : ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

من عاشق برادرشوهرم شدم / برادرکشی زیر سایه خیانت عروس


ارتباط من با مجید از زمانی شروع شد که او نگاه خاصی به من داشت کم کم باهم بیشتر از قبل صمیمی شدیم تا جایی که شوهرم روزها وشبهایی که در محل کارش بود مجید به خانه مان می آمد و با هم رابطه داشتیم تنها سد راه عشق ورزی من به مجید، شوهرم بود من از همان اول به اجبار سرسفره عقد نشستم هیچ علاقه ای به او نداشتم تا اینکه با نگاه های عجیب مجید دلباخته او شدم او هم عاشق من شد من برای رسیدن به مجید باید شوهرم را از سر راه برمی داشتم اما طلاق کار ساز این مشکل نبود برای همین سناریوی قتل شوهرم را با مجید طراحی کردم...

سه بار با تهیه سم و ریختن آن به داخل غذایش هیچ اتفاقی نیفتاد و نقشه ما اجرایی نشد ... برای همین با پراخت هزینه ای به برادرشوهرم از اوخواستم چاقویی را بخرد تا او را بکشیم ....

13 دی ماه هواسرد بود با نقشه ای از قبل تهیه شده از شوهرم خواستم برای هواخوری به پارک برویم او هم قبول کرد اونمیدانست که برادرش در کمین نشسته تا اورا برای همیشه از میان بردارد.

به پارک رسیدیم روی صندلی که از قبل قرار بود نقشه قتل اجرای شود نشستیم یک دقیقه نگذشته بود که مجید از پشت شمشاد ها درآمد وبا چاقوی تقریبا ۳۰سانتی ولی تیز ۱۸ضربه به سعید زد سعید که از دیدن چهره برادرش شوکه شده بود در حالیکه در خون غلتیده بود جان باخت.

اسفناک ترین قسمت ماجرا آنجاست که بردار مقتول که با همسر برادرش به خانه اشان رفته بود برای قتل برادرش جشن گرفته بودند.

فکر می کردند همه چیز پایان یافته و به عشق مانای خود دست یافتند، غافل ازاینکه کارآگاهان جنایی با تحقیقات گسترده به سرنخ های تازه ای دست یافتند .کاراگاهان جنایی از وقتی متوجه این پرونده شدند، که 2 پسر بچه حدودا ۱۱ساله به کانکس پلیس مراجعه و اعلام کردند که جسد فردی جوان در حوالی پارکی افتاده که بلافاصله اکیپی از ماموران کلانتری و تیم اداره تشخیص هویت پلیس آگاهی به محل اعزام شدند.

در مراجعه ماموران پلیس آگاهی و معاینات اولیه پزشکی قانونی از جسد متوفی مشخص شد فردی بنام سعید ۲۴ساله به دلیل اصابت چندین ضربه شدید چاقو فوت کرده که در همین خصوص همسر مقتول بنام ساناز " ۲۱ساله در اظهارات خود گفت به همراه همسرم از منزل خارج و پس از خرید تنقلات قصد رفتن به پارک را داشتیم که ناگهان فردی بلند قد از پشت به همسرم حمله‌ور شده و با چاقو به گردن وی زد که من نیز از محل فرار کرده و به خانه مادرم رفتم. با بررسی مستندات به جای مانده از صحنه قتل و تحقیقات تخصصی از اطرافیان و اهالی محل، معلوم شد، شب حادثه فردی که ظاهرا مهمان مقتول بوده به همراه مقتول در محل مشاهده شده و این در حالی بود که همسر مقتول هیچگونه اظهاری در خصوص فرد یاد شده بیان نکرده بود، لذا همسر مقتول به عنوان مظنون اولیه دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد.

با انتقال همسر مقتول به پلیس آگاهی و بازجویی‌های فنی کارآگاهان ویژه قتل، همسر مقتول لب به اعتراف گشود و اظهار داشت: بیش از 3 سال است که تحت فشار فامیل با مقتول ازدواج کرده اما هیچگونه علاقه‌ای به او نداشتم و همین عامل باعث شد تا با "مجید" برادر شوهرم، رابطه پنهانی ایجاد کنم.

وی افزود: همسر مقتول در ادامه بازجویی‌های پلیس گفت که مدتی از این ارتباط مخفیانه ما گذشت تا اینکه به دلیل علاقه به مجید ، تصمیم گرفتیم همسرم را از سر راه برداریم و نقشه شوم قتلش را طرح ریزی کردیم.

همسر مقتول با طرح نقشه پلید مبلغ یک میلیون ریال در اختیار برادر شوهرش قرار می دهد تا با خرید یک قبضه چاقو ، شب حادثه به بهانه رفتن به پارک مقتول را از داخل منزل بیرون کشانده و در یک موقعیت مناسب برادر مقتول نیز به آنان ملحق شده و مقتول را با ضربات چاقو از پای درآورده سپس همسر مقتول نیز به همراه قاتل از محل متواری می شوند. با پیگیری ها و اقدامات ویژه پلیسی قاتل دستگیر و در تحقیقات انجام شده از سوی پلیس اظهارات همسر مقتول را تایید کرد.

با اعترافات صریح متهمان، هر دوی آنها با تشکیل پرونده جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی شده و با صدور قرار بازداشت روانه زندان شدند.

من عاشق برادرشوهرم شدم / برادرکشی زیر سایه خیانت عروس
انتشار : ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

برچسب های مهم

دانلود pdf کتابهای نویسندگان ایرانی ketabkadah.4kia.ir


دانلود pdf و لیست کتابهای نویسندگان ایرانی ketabkadah.4kia.ir

 

دانلود کتابهای فروغ فرخزاد ketabakadeh.4kia.irدانلود کتابهای شاعران ایرانی شاملو فروغ فرخزاددانلود کتابهای ایرانی رمان شامبو فروغ فرخزاد ketabkadeh.4kia.irدانلود کتابهای فروغ فرخزاد

فروغ  فرخزاد

 

ابراهیم گلستان

ابوالقاسم حالت

احمد احرار

احمد شاملو

احمد محققی

احمد محمود

ارونقی کرمانی

اسماعیل فصیح

اصغر میرخدیوی

امیر عشیری

امیر مجاهد

ایرج پزشک زاد

بزرگ علوی

بهرام بیضایی

بهرام صادقی

بهمن فرسی

پرویز خطیبی

پرویز دوائی

پرویز قاضی سعید

جعفر شهری

جلال آل احمد

جواد علیزاده

جواد فاضل

حبیب الله اعرابی

حسن مختاری

حسین پناهی

حسین مدنی

حسین مسرور

حسین نوربخش

حسینقلی مستعان

حمزه سردادور

حمیدرضا گودرزی

خسرو شاهانی

داریوش مهرجویی

ر.اعتمادی

رضا براهنی

زهرا اسدی

سبکتکین سالور

سعید نفیسی

سهراب سپهری

سید مهدی امیرشاهی

سیمین دانشور

شاپور آرین نژاد

شاپور قریب

شمس آل احمد

شهرنوش پارسی پور

صادق چوبک

صادق هدایت

صمد بهرنگی

عباس معروفی

علی حاتمی

علی شریعتی

علی محمد افغانی

عمر خیام

غزاله علیزاده

غلامحسین ساعدی

فرح

فرزان دلجو

فروغ فرخزاد

فریده رهنما

فریدون ادیب یغمایی

فهیمه رحیمی

کبری سعیدی

مجتبی حیدرزاده

محسن مخملباف

محمد ابراهیم زمانی آشتیانی

محمد تهرانی

محمد حجازی

محمد دلجو

محمد قاضی

محمدعلی جمالزاده

محمود دولت آبادی

مرتضی مشفق کاظمی

مسعود بهنود

مسعود فراستی

مسعود کیمیایی

مصطفی امیرکیانی

منوچهر مطیعی

منیرو روانی پور

مهدی اخوان ثالث

مهدی سهیلی

میمنت دانا

نجفی قوچانی

نسرین ثامنی

نصرالله شیفته

هوشنگ گلشیری

     
 

 

دانلود pdf کتابهای نویسندگان ایرانی ketabkadah.4kia.ir
انتشار : ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

برچسب های مهم

لیست عناوین کتابهای نویسندگان خارجی در سایت ketabkadeh.4kia.ir


لیست عناوین کتابهای نویسندگان خارجی در سایت ketabkadeh.4kia.ir

 

لیست و اسامی و دانلود pdf کتابهای نویسندگان خارجی در سایت ketabkadeh.4kia.ir

 

آرتور سی کلارک

آگاتا کریستی

آلفرد هیچکاک

آلیستر مک لین

آن تری وایت

آن ماری سلینکو

آناتول فرانس

آنتوان چخوف

آیزاک آسیموف

.جفرسون

ارسکین کالدول

ارنست همینگوی

استیون کینگ

اسکار وایلد

ال ام مونتگمری

الکساندر دوما

امیل زولا

امیلی برونته

انوره دو بالزاک

ایان فلمینگ

اینگمار برگمان

ایوری کورمن

پرل باک

جان اشتاین بک

جان لوکاره

جاناتان سویفت

جرج برنارد شاو

 

جک لندن

جورج اورول

جیمز هادلی چیس

جین آستن

جین وبستر

چارلز برلیتز

چارلز دیکنز

دافنه دوموریه

دانیل استیل

راونس دونس

ژان پل سارتر

ژرژ سیمنون

ژول ورن

سر آرتور کانن دویل

سیدنی شلدون

شارل پرو

شارلوت برونته

عزیز نسین

فئودور داستایوفسکی

فرانتس کافکا

فردریک فورسایت

فیلیس ویتنی

کارلو کلودی

کاریل چسمان

گابریل گارسیا مارکز

لئو تولستوی

مارک تواین

 

مارگارت میچل

مری ماتیسن

منیرو روانی پور

موریس لبلان

میخائیل شولوخف

میکی اسپیلین

نیکلای گوگول

هکتور مالو

ویرجینیا وولف

ویکتور هوگو

ویلی فرانتز

ویلیام شکسپیر

ویلیام فاکنر

   

 

لیست عناوین کتابهای نویسندگان خارجی در سایت ketabkadeh.4kia.ir
انتشار : ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

برچسب های مهم

زندگی یک زن با جسد 11 ماه


زنی ۱۱ ماه با یک جسد زندگی کرد

 
زنی ۱۱ ماه با یک جسد زندگی کرد
 
 

۲۱ فرودین‌ ماه اهالی خیابان امام آبادان در تماس تلفنی با ماموران پلیس از بوی تعفن که از خانه مرد تنها منتشر می‌شد خبر دادند.

تبلیغ
انواع فرش رو بدون پیش‌پرداخت و با اقساط بلندمدت از شهرفرش بخر
خرید قسطی فرش

بدین ترتیب تیمی از ماموران کلانتری۱۶ امیرکبیر در محل حاضر شدند و پس از هماهنگی با مقام قضایی وارد منزل پیرمرد تنها که به صورت مجردی در خانه‌اش زندگی می‌کرد شدند.

وقتی که وارد خانه شدند با جسد مرد تنها که بوی تعفن از آن بلند شده بود و بدنش نیز کرم زده بود مواجه شدند.
ماموران در تحقیقات فنی و بررسی‌ها پی بردند که این مرد به تنهایی درون خانه شیکش زندگی می‌کرده که تقریبا ۱۱ماه بود که هیچکس ازخانواده وبستگانش که ساکن استان اصفهان بودند از او خبر نداشتند و گمان می‌کردند که وی از آبادان نقل مکان کرده است.

بنابر این گزارش مأموران پلیس متوجه شدند یک پیرزن فقیر و ناتوان که در اطراف خانه این مرد تکدی‌گری می‌کرد در ماه‌های گذشته به خانه این مرد تنها رفت و آمد داشت.

 

در این رابطه پیرزن در تحقیقات پلیسی گفت: چند وقتی است به دلیل نداشتن جا مکان این فرد درزمان حیاتش به من جا ومکان برای زندگی داده بود و زمانی که فوت کرد از ترس اینکه خانواده‌اش خانه را بفروشند و آواره خیابان نشوم مرگ او را به کسی اطلاع ندادم و ۱۱ماه با جسد او درون خانه زندگی کردم و هرکس از بوی تعفنی که از خانه بیرون می آمد چیزی می‌پرسید ادعا می‌کردم که موش درون خانه مرده است.

پس از ادعای پیرزن متکدی، جسد مرد تنها که بطور کامل متلاشی شده بود برای مشخص شدن علت مرگش به پزشکی قانونی انتقال یافت.

 
 

 

زندگی یک زن با جسد 11 ماه
انتشار : ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

برچسب های مهم

یک سال زندگی زن جوان نو عروس تازه عروس بکر با جسد شوهرش


راز گم‌ شدن مرد ۴۵ ساله‌ای در شیراز با دستگیری همسر دومش و پیدا شدن جسد مومیایی‌شده او که زیر تختخواب دفن شده بود، فاش شد.

قاتل

به گزارش همشهری، مرداد سال گذشته زنی راهی اداره آگاهی شیراز شد و گفت که برادر ۴۵ ساله‌اش به طرز مرموزی ناپدید شده است. این زن گفت: برادرم که از همسر اولش یک پسر داشت، مدتی قبل با زنی ۴۳ ساله ازدواج کرد و با او زندگی می‌کرد اما حالا چند روز است که خبری ازاو نیست. وقتی به مقابل خانه‌شان رفتم و از همسرش پرس‌وجو کردم، او مدعی شد که برادرم آخرین بار برای انجام کاری خانه را ترک کرد و دیگر برنگشت و او نیز نگران است.

با اظهارات این زن، پرونده‌ای تشکیل و تحقیقات پلیس برای یافتن ردی از مرد گمشده آغاز شد. مأموران در نخستین اقدام به سراغ همسر دوم این مرد رفتند اما او مدعی بود که اطلاعی از سرنوشت شوهرش ندارد و نمی‌داند چه اتفاقی برای او رخ داده است. از سوی دیگر پسر مرد گمشده به نامادری‌اش مشکوک و مدعی بود که این زن با پدرش اختلاف داشته و احتمالا از سرنوشت وی خبر دارد.

ماموران هر چند به این زن مشکوک شده بودند اما در ادامه تحقیقات هیچ سرنخی که نشان دهد وی در ماجرای گم شدن شوهرش نقش دارد به‌دست نیاوردند. به این ترتیب ماه‌ها گذشت و این در حالی بود که کارآگاهان پلیس همچنان به همسر مرد گمشده مشکوک بودند و او را زیرنظر داشتند.

راز هولناک

بیشتر از یک سال از گم شدن مرد ۴۵ ساله گذشته و هیچ ردی از وی به‌دست نیامده بود تا این که کارآگاهان متوجه شدند همسر دوم او به تازگی با فرد دیگری ازدواج کرده و با او زندگی می‌کند. این ماجرا کاملا عجیب بود، چرا که هنوز مشخص نبود مرد گمشده گرفتار چه سرنوشتی شده و با این حال همسرش اقدام به ازدواج مجدد کرده بود. کارآگاهان که مطمئن شده بودند زن ۴۳ ساله راز گم شدن شوهرش را می‌داند با دستور قضایی او را بازداشت کردند واودر جریان بازجویی‌ها پرده از قتل شوهرش برداشت.

این زن گفت: همسرم به مخدر شیشه اعتیاد داشت و من با این قضیه مشکل داشتم. یکی از شب‌های مرداد سال گذشته بود که او به‌دلیل مصرف زیاد مواد بدحال شد و چون از دست او عصبانی بودم، مقداری قرص را در آب حل کردم و به او خوراندم و صبح که بیدار شدم، فهمیدم که همسرم فوت شده است. چون خیلی ترسیده بودم و از طرفی نمی‌دانستم با جسد شوهرم چه کنم، تصمیم گرفتم همانجا دفنش کنم.

متهم ادامه داد: مقداری نمک و پارچه آوردم و جسد را مومیایی کردم. بعد تختخوابمان را کنار زدم و شروع به کندن زمین کردم. چون خانه‌مان ویلایی است، کسی متوجه ماجرا نشد و بعد جسد مومیایی شده شوهرم را همانجا و زیر تختخواب دفن کردم و رویش را پوشاندم. مدتی بعد، وقتی احساس کردم که دیگر پلیس پیگیر ماجرا نیست، با فرد دیگری ازدواج کردم و این در حالی بود که روی همان تختخوابی که شوهرم کمی پایین‌ترش دفن شده بود، استراحت می‌کردیم.

سرهنگ کاووس حبیبی، رئیس پلیس آگاهی استان فارس با بیان این خبر گفت: پس از اعترافات هولناک این زن کارآگاهان به خانه مرد گمشده رفتند و با کندن کف اتاق خواب، جسد او را کشف و تحویل پزشکی قانونی دادند.

وی ادامه داد: هر چند متهم مدعی شده که شوهرش را به‌دلیل اعتیاد به موادمخدر به قتل رسانده اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که انگیزه او از این جنایت اختلافات خانوادگی و مالی بوده و هم‌اکنون متهم راهی زندان شده و پرونده‌اش در اختیار مرجع قضایی قرار گرفته است.

یک سال زندگی  زن  جوان نو عروس تازه عروس بکر با جسد شوهرش
انتشار : ۲۱ فروردین ۱۴۰۳

برچسب های مهم

جسد زن جوان کوهنورد


جسد زن کوهنورد در ارتفاع ۵هزار متری پیدا شد

 
 

شفقنا-سلیمی رئیس سازمان امدادونجات هلال‌احمر بعداز پیگیری نیروهای امدادی خبر از پیداشدن جسد زن کوهنورد داد وگفت:
پس از اعزام تیم‌های جست‌وجوی امداد کوهستان هلال احمر برای نجات کوهنورد مفقودی در دماوند، خانم فرناز دولتخواه در ارتفاع ٥١٠٠ متری جبهه شمال شرقی دماوند شناسایی شد و علی رغم شرایط جوی نامطلوب عملیات انتقال جسد به ارتفاع پائین آغاز شده است.

مچنین سلیمی گفت: صاعقه و ریزش سنگ در یخچال‌ها عملیات انتقال پیکر زن کوهنورد گمشده در دماوند را برای امدادگران هلال‌احمر و کوهنوردان داوطلب با سختی بسیار رو به رو کرده است.

▫️با وجود شرایط جوی بسیار ناپایدار در محل پیدا شدن پیکر زن کوهنورد در ارتفاعات قله دماوند نجاتگران هلال‌احمر و کوهنوردان داوطلب فدراسیون کوهنوردی با از خودگذشتگی در تلاش برای انتقال جسد به ارتفاعات پایین هستند.

احتمالا عملیات انتقال پیکر خانم دولتخواه به فردا موکول شود.

جسد زن جوان کوهنورد
انتشار : ۲۱ فروردین ۱۴۰۳

برچسب های مهم

جسد زن جوان در کمد دیواری


راز اتاقک مرموز فاش شد

کشف جسد زن رودخانه‌ای در کمد دیواری


بدن بی جان زن 35 ساله رودخانه ای در کمد دیواری منزل اش کشف شد. زنی که در نوزدهم ماه رمضان سال جاری توسط همسرش به قتل رسیده ودر چاله ای یک متری کمد دیواری نیمه ساخته ای در روستای جعفرآباد رودخانه از توابع رودان دفن شده بود. این راز،جمعه گذشته پس ازحدود یک ماه فاش شد و خانواده ،جسد وی را با دست و پاهای بسته از درون خاک پیدا کردند. خانواده ای که روزها و شب ها نگران محبوبه بودند اما فریب ظاهر و حرف های شوهر او را خوردند که می گفت این زن ، مسافرت است و...همچنین با شماره موبایل او به دوستان و آشناییان پیام می داد و یا وضعیت واتساپ می‌گذاشت و از سوی او سلامتی و موقعیت را در حال سفر به تهران یا سفر به ترکیه اعلام می کرد ... مدتی گذشت همسر مقتول که تبعه افغانستان است بعد از اینکه متوجه شد اعضای خانواده به او مشکوک شدند و تا برملا شدن رازش ، زمانی باقی نیست پا به فرار گذاشت . این مرد جوان که شغلش بنایی است، حدود 20 سال پیش با دختر 13 ساله ای به نام محبوبه محمدزاده ازدواج کرد، ازدواج با دختر کم سن و سالی که اکثرخانواده دختر، با این وصلت مخالف بودند. زندگی شان پراز فراز و نشیب بود و پر از اتفاقات کوچک و بزرگ. اکثر اوقات چشمان زن پر از اشک بود و ماتم.در این میان، 5 فرزند قد کشیدند و رشد کردند.تااینکه اختلافات و بدبینی مرد خانه به اوج رسید. شب شنبه 18 اردیبهشت ماه رسید او به بهانه های مختلف فرزندانش را به خانه مادر همسرش فرستاد و همسر را به قتل رساند. قتلی که جمعه 7 خردادماه جاری کشف شد وکشفی که خود مقتول کمک کرد .وی به خواب نزدیکانش آمد و به آنها گفت در همین خانه است، جای نرفته، همسرش داریوش ، او را زندانی کرده و به او تهمت زده است...
 
 

حرف های ضد ونقیص

 
«حرفهایش ضد و نقیص بود ،گاهی می گفت محبوبه بعد از دعوا خانه را رها کرده و رفته است یا همراه خواهر او به مسافرت رفته یا می گفت از کشور خارج شده است درآخر ادعا کرد که خواهرم هنگام خروج از کشور کرونای انگلیسی گرفته ، فوت شده و همان جا دفن شده است».
وحید برادر مقتول این ها را گفت و ادامه داد:» حدود 25 روز تلفنی با خواهرم صحبت نکرده بودم ، با شماره اش تماس می گرفتم رد تماس می شد ، پیامک می آمد که حالش خوب است مدتی برای استراحت به خارج از استان رفته است یا قصد خروج از ترکیه را دارد و...تا اینکه داریوش گفت برای برگرداندن خواهرم و همچنین درمان خود باید به تهران برود». مدتی بعد از ناپدید شدن زن جوان، متهم از روی موتورسیکلت خواهرزاده همسرش به زمین افتاد و دچار جراحاتی بر روی سرش شد که چند روزی در بیمارستان بستری بود. وی به همین بهانه به تهران رفت.
 
 
 
 

پیامک های دروغین

 
وحید 27 ساله به دامادش مشکوک شده بود. از حرکات و گفتارهایش مشخص بود که چیزی از آنها مخفی می کند.
«داریوش به یکی از برادرهایم گفته بود که محبوبه گوشی و طلاهایش را فروخته و فرار کرده است در حالی که تا دقایقی قبل نیز پیام های از شماره او به ما فرستاده می شد ، برادرم به او گفته که چطوری تلفن ندارد اما پیام می فرستد، در اینجا داریوش داستان دیگری را تعریف کرد که مشخص بود تمام حرف هایش دروغ است».
 
 
 
 
 
کشف جسد زن رودخانه‌ای در کمد دیواری
 
 

مرگ کرونایی

 
این مرد جوان به همراه خواهر و دو برادرش که در بندرلنگه سکونت دارد به سمت رودخانه راه افتادند تا به این موضوع مشکوک خاتمه دهند.
« ساعت 3 بامداد پنجشبه 6 خردادماه از بندرلنگه به سمت زادگاه مان روستای جعفرآباد به راه افتادیم و سپس همگی به خانه مادرم رفتیم که نزدیک خانه محبوبه بود، استراحت کوتاهی کردیم که متوجه شدیم داریوش از تهران برگشته است به سمتش رفتیم گفت محبوبه به علت کرونا در یکی ازاستانها فوت شده و به دلیل هزینه زیاد آمبولانس، مجبور شده همان جا او را دفن کند». خانواده مات و مبهوت همدیگر را نگاه می کردند، باورشان نمی شد که این اتفاق افتاده است و حرفهای مردجوان دور از ذهن بود.
 
 
 

حفر قسمتی از اتاقک

 
«من هم مانند دیگران حرفهای او را باور نکردم و بر اساس شنیده هایی ازخانواده ، می دانستم او بیشتر اوقات به اتاق نیمه ساخته ای درون حیاط خانه اش می رود که همیشه درب آن را قفل بود و ساعتها آنجا می نشست ، امیدی به زنده بودن خواهرم نداشتم، حتی چند نفر خواب خواهرم را دیده بودند که در این خانه است،دلم می گفت محبوبه توی همین خانه نیمه سازاست باید او را پیدا کنم».به همین علت وحید به همراه خانواده، ماموران پاسگاه را در جریان موضوع قرار دادند که مظنون این اتفاقات داریوش است، ماموران بر اساس گفته های خانواده و احتمالات، وارد ماجرا شدند. متهم به قتل را به درون اتاق نیمه ساخته بردند و دستگاه پیکور را به دست او دادند که نقاط مختلف اتاق را حفر کند .« در همان شب نوزدهم ماه رمضان، همسایه ها از صدای کنده و کاری دراین اتاق شاکی شده بودند که تا 3 صبح طول کشیده بود البته کسی به او شک نکرده بود چون شغلش بنایی است و به همه گفته بود که می خواهد زودتر اتاق را تمام کند و از همان شب، خواهرم ناپدید شد ».
 
 
 
 
 
 
کشف جسد زن رودخانه‌ای در کمد دیواری
 
 

متنفی شدن فرضیه قتل

 
 
مرد متهم با اعتماد به نفس در گوشه ای از اتاق مشغول کندن قسمتی از زمین شد اما چیزی زیر خاک یافت نشد به همین علت فرضیه قتل و جنایت در آن زمان از سوی پلیس متنفی اعلام شد هر چند اهالی و خانواده از ماموران می خواستند وی را بازداشت کنند تا نشانی از محبوبه پیدا شود اما پلیس سند و مدرکی دال بر گناه کار بودن متهم نداشت به همین علت او را آزاد کردند. مرد متهم که خود را برنده ماجرا می دانست با نگاه های خشمگین اهالی، به خانه اش برگشت اما نمی دانست که چشم هایی، مواظب رفتارهای او هستند.
 
 
 
 

تعویض قفل درب

 
«از بالای خانه مواظب رفتارهای او بودیم، شب بود او به سمت اتاقک نیمه ساز رفت، قفل درب آهنی را باز کرد و ساعاتی در آنجا بود ، دم دمای صبح ،چراغ اتاق خاموش شد و او بیرون آمد. قفل درب را عوض کرد ، قفل کتابی به آن زد و به سمت خانه اش در همان حیاط رفت ».جابجایی قفل های درب اتاق، شک خانواده و دوستان و اهالی را چند برابر کرده بود،مطمئن بودند که محبوبه زنده نیست و اتفاقاتی در این خانه رخ داده است.
 
 
 

بهانه درمان و فرار

 
« صبح روز بعد داریوش موتورسیکلتش را روشن کرد و از خانه بیرون رفت، من هم او را تعقیب کردم، تا متوجه من شد به سمت پمپ بنزین رفت و پس از پر کردن باک این وسیله نقلیه، به سمت خانه حرکت کرد ،ساعاتی بعد به بهانه ای که بخیه سرش (جراحاتی از افتادن روی موتورسیکلت) را نشان دکتر درمانگاه دهد راهی آنجا شد».« تعقیبش کردم، تا اینکه به درمانگاه رفت ، مطمئن شدم که او داخل درمانگاه است به سمت پاسگاه که فاصله چندانی با آنجا نداشت رفتم و منتظر نامه ای از دادستان شدم تا حکم دستگیری این فرد را بگیرم ، زمانی که با ماموران به درمانگاه آمدیم متوجه شدیم او فرار کرده است، با نگاه کردن به دوربین های مداربسته متوجه شدیم او تمام مدت من را زیر نظر داشت تا اینکه از محل دور شدم و از پشت درمانگاه فراری شد».
 
 
 

کشف جسد درون کمد دیواری

 
مطمئن شده بود که داریوش قاتل خواهراش هست، بلافاصله به سمت خانه آمد ، اهالی متوجه فرارمتهم شده و به خانه آنها آمده بودند.«حالم خوب
نبود، دلم پر از آشوب بود ،نمی دانم چطور خود را به اتاقک نیمه ساخته رساندم ، با دیلم، قفل درب را شکستم ، نمی دانم چرا به سمت کمد دیواری رفتم و مشغول کندن قسمتی از زمینی که بتن بود شدم ، چند سانتی از آن را خراب کردم تا رسیدم به خاک نرم ...، با دست خاک ها را کنار زدم ناگهان با انگشتان خواهرم برخورد کردم «.وحشت کرده بود، فشارش افتاد و نقش بر زمین شد ،وی با کمک همراهان، به بیرون از اتاق برده شد.
«انگار کور شده بودم ،هیج جا را نمی توانستم ببینم ، صحنه دردناکی بود، چطور می شد خواهر مهربانم به قتل برسد و حدود یک ماه از او بی خبر باشیم در حالی در خانه خودش دفن شده بود «
 
 
 
 

در شوک ماجرا

 
جسد با حضور ماموران پلیس و مقام قضایی از خاک بیرون آورده و به سردخانه منتقل شد.فرزندان بزرگ محبوبه که شاهد ماجرا بودند انگار خشکشان زده بود و قدرت حرکت نداشتند، پدرشان به آنها دروغ گفته بود. «محبوبه 5 فرزند دارد دختر 18 ساله، دختر و پسر دوقلو 14 ساله ، دختر 7 ساله و پسر 5 ساله ، آنها روز بعد از اینکه مادرشان را در خانه ندیده اند علت را جویا شدند اما پدرشان با حرفهای پراز اعتماد به نفس، آنها را قبولاند که مادرشان ترکشان کرده و به مسافرت رفته است ، به همین دلیل با کشف جسد مادر، آنها دچار وحشت و اضطراب شدند و اشک شان خشک نمی شود، خواهرزاده های کوچکم که نمی دانند موضوع چیست هر روز بهانه دیدن محبوبه را می آوردند «.
 
 
 
 

بددل و بدبین

صدای این مرد بغض آلود شده بود

 

«کوچک بودم که خواهرم با این مرد ازدواج کرد ، همه به جز مادرم مخالف عقد آنها بودند. داریوش تبعه افغانی ،بد دل و بدبین بود، به خواهرم تهمت دوستی با مردان غریبه می زد در حالی که مدرکی ارائه نمی کرد، خودش مشکل اخلاقی داشت ، چند بار خواهرم مچش را گرفته و حتی او به افغانستان اخراج شده بود ، خواهرم به خاطر بچه هایش کار او را درست کرد و او را به ایران برگرداند، داریوش در مقابل دیگران ظاهرسازی می کرد وخود را مرد عاشق خانواده نشان می داد».
 
 
 

از خواب تا واقعیت

 

 

محبوبه مدتی قبل از کشف جسدش به خواب چند نفر از نزدیکانش آمده و گفته بود که او را نجات دهند.زیور، زن دایی محبوبه اولین نفری بود که خواب او را دیده است و گفت: « از زمان ناپدید شدن خواهرزاده شوهرم ، دلم آشوب بود قبول نمی کردم که او فرار کرده باشد چون پاک و معصوم بود ، همیشه به زیارت می رفتم برایش دعا می کردم تااینکه ظهر یکی از روزها مانند همیشه پیاده به سمت زیارت رفتم ، نیم ساعت بعد به آنجا رسیدم ، نمازم را خواندم اما نمی دانم چرا در دلم آشوب بود،برگشتم خانه، بعد از نماز مغرب خوابیدم».
 
 
 

زن جوان سریع پلک هایش سنگین شد و به خواب رفت

 
«محبوبه را در خواب دیدم که می گفت زن دایی، من جایی نرفتم در همین خانه هستم چادر به سر ندارم دور گردنم هست ، به دایی بگو که نجاتم دهد،حرف پشت من زیاد است اما من خلافی نکردم». نفس زنان در حالی که صورتش پر از عرق بود از خواب پرید ، دورو بر و اطرافش را نگاه کرد، صبح شده بود .«در همان لحظه صدقه ای را جدا کردم ، نمی دانستم این خواب را به همسر و اطرافیان تعریف کنم یا نه، راهی زیارت شدم و برایش نماز خواندم، موقع برگشت یکی زنان آشنا که چوپان بود را دیدم خوابم را برایش تعریف کردم و گفت که باید این خواب به افراد به خصوص همسرم تعریف کنم ، حتما خبری در این خواب هست، به همسرم ماجرا را گفتم چند روز بعد نیز دو نفراز آشناییان خواب محبوبه را دیده بودند که درخواست کمک داشت».بدین ترتیب این خواب باعث شد همه به جستجوی محبوبه بگردند تا آنکه بدن بی جانش را یافتند.
 
 
 
 
 

آرامگاه ابدی

 
 
جسد محبوبه یکشنبه نهم خردادماه جاری در میان گریه های سوزناک فرزندان ، خانواده و اهالی در روستای جعفرآباد رودخانه به خاک سپرده شد . پرونده قتل بر روی میز آگاهی همچنان باز است و پلیس در جستجوی قاتل فراری .خانواده مقتول از قوه قضایی و انتظامی می خواهند هر چه سریعتر قاتل را بیابند.به گفته آنها ، ناپدید شدن داریوش ، وحشتی در روستا به راه انداخته و او گویا همه را تهدید به مرگ می کند .
 
 
 
 
 

جستجو برای یافتن قاتل

 
 
رییس پلیس هرمزگان از شناسایی قاتل متواری خبر داد.
سردار «غلامرضا جعفری» در این مورد گفت: «در پی وقوع یک فقره قتل زن تبعه افغان در شهرستان رودان و متواری شدن قاتل، بلافاصله پیگیری موضوع به صورت ویژه در دستور کار کاراگاهان پلیس اگاهی این شهرستان قرار گرفت.وی با اشاره به عدم اطلاع به موقع توسط خانواده مقتول به پلیس و همچنین اعلام اولیه فقدانی مقتول، افزود : پس از انجام تحقیقات لازم مشخص شد که همسر مقتول تبعه کشور افغانستان بنا براظهارات اهالی منطقه باهم اختلاف خانوادگی داشته اند و از آنجایی که شوهر متوفی در منزل و محل حادثه حضور نداشت ظن ماموران به قاتل بودن همسر مقتوله قوت گرفت».این مقام انتظامی استان اظهار کرد: «با راهنمایی و همکاری خانواده مقتول به منظور به دست آوردن سرنخ های لازم نسبت به بازرسی از منزل مقتول اقدام شد که پس از چندین ساعت جستجو نهایتا جسد مقتول که توسط قاتل در حالی که با دست های بسته در چاله ای یک متری در کف یکی از اتاق های منزل دفن شده بود کشف شد».
فرمانده انتظامی استان هرمزگان ضمن تسلیت به خانواده مقتول، خاطر نشان کرد : با تلاش های همه جانبه و کار وسیع اطلاعاتی هویت اصلی قاتل شناسایی و تلاش ماموران برای دستگیری قاتل متواری با همکاری پلیس اینترپل ادامه دارد .سردار غلامرضا جعفری در پایان به عموم شهروندان و مردم استان توصیه کرد به منظور پیشگیری از تبعات و آثار مخرب و پیامد های منفی و اعمال محدودیت های فردی ، فرهنگی و اجتماعی برای خود و فرزندان، از ازدواج با اتباع بیگانه ناشناس که هیچ گونه شناختی از وضعیت خانوادگی و خصوصیات اخلاقی آنان ندارند ، اکیدا خودداری کنند.

 

روزنامه صبح ساحل

جسد زن جوان در کمد دیواری
انتشار : ۲۱ فروردین ۱۴۰۳

برچسب های مهم

سرنوشت زنی که قاتل شهید صیاد است/ دستور ترور صیاد را چه کسی داد؛ منافقین یا صدام / انتقام شهادت امیر بزرگ ارتش گرفته شد؟ آخرین تصویر زهره قائمی


شامگاه ۲۰ خرداد ماه ۱۳۷۸ و دو ماه پس از ترور صیاد شیرازی، نیروی هوایی سپاه پاسداران با همکاری وزارت اطلاعات، یک عملیات موشکی را اجرا می‌ کند و در عملیاتی با نام «رضوان» پادگان اشرف را موشک ‌باران می نماید.

سرنوشت زنی که قاتل شهید صیاد است/ دستور ترور صیاد را چه کسی داد؛ منافقین یا صدام / انتقام شهادت امیر بزرگ ارتش گرفته شد؟
 
 

به گزارش خبر فوری، امروز سالروز شهادت سپهبد صیاد شیرازی است. صبحگاه 21 فروردین سال 1378 یکی از اعضاء مجاهدین خلق در لباس یک رفتگر نزدیک خانه شهید صیاد کمین کرد. سپهبد صیاد شیرازی به قصد رفتن به محل کارش سوار خودرو شخصی اش شد و تروریست نیز با شلیک چند گلوله جلوی چشم فرزندش او را به شهادت رساند.

اتاق فرار شبی که صبح نشد فقط ۱۸۰,۰۰۰
 

درباره علت شهادت و چگونگی ترور شهید صیاد شیرازی بحث های زیادی مطرح شده است. چرایی شهادت ایشان به دست منافقین، چگونگی نفوذ اعضاء مجاهدین خلق و اجرای ترور، انتقام گیری ارتش و سپاه از مجاهدین و سرانجام قاتلان شهید صیاد همه و همه مباحثی هستند که هنوز هم مورد غور و بررسی قرار می گیرند.

در این گزارش قصد داریم به چند نکته مهم در رابطه با ترور شهید صیاد شیرازی اشاره داشته باشیم.

علت شهرت صیاد شیرازی

 

شهید صیاد شیرازی در طول جنگ تحمیلی فرمانده نیروی زمینی ارتش بود. ایشان در عملیات های مختلفی شرکت کرده و نقش برجسته ای در پیروزی های ایران در جنگ داشت. با این حال، یکی از مهم ترین نقش آفرینی های او در عملیات مرصاد یا «فروغ جاویدان» است.

بعد از قطعنامه 598 و ترک مخاصمه ایران و عراق، مجاهدین خلق به دستور مسعود رجوی از طریق مرز عراق وارد شهرهای غربی ایران می شوند. مجاهدین خلق از غفلت نیروهای نظامی ایران استفاده کرده و در عرض چند روز تا قصر شیرین می رسند. در این حال، شهید صیاد شیرازی با کمک گرفتن از هوانیروز حمله ای سریع به مجاهدین می کند. هواپیماهای ایران در یک حمله تمام عیار خطوط پشتی مجاهدین را نابود کرده و خطوط جلو را نیز در محاصره قرار می دهند.

با این اقدام، نیروی زمینی ارتش و نیروهای سپاه پاسداران به خطوط پیش قراول مجاهدین حمله کرده و آنان را شکست می دهند.

شکست در مرصاد چنان سنگین بود که مجاهدین دیگر هوس حمله به مرزهای ایران را نکردند. با این حال، کینه صیاد شیرازی که قهرمان عملیات مرصاد بود، در دل آنان رخنه کرد.

 

علت شهادت صیاد شیرازی

بسیاری معتقدند کینه از عملیات مرصاد باعث ترور شهید صیاد شیرازی در سال 78 شد. اگرچه این مساله می تواند درست باشد اما برخی تحلیلگران نظر دیگری دارند.

محمد درودیان، پژوهشگر جنگ ایران و عراق معتقد است ترور شهید صیاد ربطی به کینه مرصاد ندارد، چون از سال 69 تا 78 مجاهدین خلق هیچ اقدامی علیه شهید صیاد نکردند، در حالیکه به ایشان دسترسی داشته و می توانستند به راحتی ایشان را ترور کنند.

درودیان و برخی محققان دیگر معتقدند ترور شهید صیاد شیرازی به دستور عراق و حکومت صدام حسین بوده است.

 
 

چندی قبل از ترور شهید صیاد، عدی، فرزند صدام، مورد سوءقصد قرار می‌گیرد. صدام ایران را متهم می کند و دستور می دهد به تلافی این اقدام، یکی از سران سیاسی یا نظامی ایرانی ترور شود. او در ابتدا قصد ترور هاشمی رفسنجانی را داشته اما مقامات بعث تاکید می کنند که ترور یک فرمانده نظامی بهتر است.

در نهایت، عراقی ها روی ترور شهید صیاد شیرازی که محافظ زیادی نداشته و از حلقه امنیتی نسبتا ضعیفی برخوردار بوده به جمع بندی می رسند. در نتیجه، صدام با رجوی هماهنگ کرده و به مجاهدین دستور ترور شهید صیاد شیرازی را می دهد.

نحوه شهادت سپهبد صیاد از زبان فرزندش

فرزند شهید صیاد شیرازی در رابطه با روز و نحوه شهادت پدرشان چنین می گوید: «در روز ترور من و برادرم برای رفتن به مدرسه آماده شده بودیم و قرار بود که پدرم ما را به مدرسه برسانند. بنده کمی زودتر وارد حیاط شدم و پدرم از حسینیه‌ای که در طبقه پایین منزل ما بود با دو کیفی که در دست داشتند خارج شدند و آن دو کیف را در صندق عقب ماشین تویوتایی که داشتند قرار دادند و بنده هم کیف مدرسه خودم را در ماشین گذاشتم و درب پارکینگ را باز کردم و ایشان ماشین را ساعت شش و ۳۰ دقیقه بود که از پارکینگ منزل خارج کردند و چند دقیقه‌ای برای اینکه برادرم هم به ما ملحق بشوند در مقابل درب منزل توقف کردند.

در این لحظه من مشغول بستن درب پارکینگ بودم و شخصی را دیدم که با لباس نارنجی رنگ شهرداری در حالی که ماسک به صورت و یک خارو در دست داشت، و در حالی که مشغول جارو زدن زمین بود به ماشین نزدیک شد و نامه‌ای را به پدرم داد و در حالی که پدرم مشغول مطالعه این نامه بودند، این فرد اسلحه‌ای را از لباس خودش خارج کرد و چهار گلوله به سر ایشان شلیک کرد و به سرعت به سمت کوچه پایینی منزل ما فرار کرد و در همان لحظه صدای موتوری را شنیدم؛ لذا به احتمال زیاد این فرد تنها نبود.

وقتی بنده صدای تیر را شنیدم به سمت ماشین حرکت کردم و پدرم را غرق در خون دیدم و دیگر اعضای خانواده نیز که صدای شلیک را شنیده بودند به سمت درب منزل آمدند و ما به سرعت ایشان را به بیمارستان رساندیم ولی به دلیل اینکه گلوله‌ها به نقطه حساس بدن ایشان یعنی سر، مغز و جمجمه اصابت کرده بود به فیض شهادت نائل شدند.»

انتقام خون شهید صیاد گرفته شد؟

شامگاه ۲۰ خرداد ماه ۱۳۷۸ و دو ماه پس از ترور صیاد شیرازی، نیروی هوایی سپاه پاسداران با همکاری وزارت اطلاعات، یک عملیات موشکی را اجرا می‌ کند و در عملیاتی با نام «رضوان» پادگان اشرف را موشک ‌باران می نماید. این اولین اقدام ایران جهت گرفتن انتقام از مسئولین ترور شهید صیاد شیرازی بود. چند ماه بعد، مرحله دوم عملیات انتقام ترور صیاد اجرا می ‌شود. در این عملیات، همه پایگاه های مجاهدین در شهرهای عراق مورد حمله موشک های ایرانی قرار می گیرند.

 
بدون اجرت ، سود و مالیات در کمتر از 5 دیقه از زرپاد طلای آبشده بگیر!
تبلیغ
بدون اجرت ، سود و مالیات در کمتر از 5 دیقه از زرپاد طلای آبشده بگیر!
مشاهده

قاتلان شهید صیاد دستگیر شدند؟

در این مورد دو روایت وجود دارد. گروهی معتقدند قاتلان شهید صیاد شیرازی که بعد از ترور به جنوب گریخته و قصد خروج قاچاقی از کشور را داشتند، شناسایی شده و حین درگیری با قوای نظامی ایران کشته شدند و چند نفر از آنها نیز دستگیر شدند. گروهی دیگر معتقدند قاتلان شهید صیاد که همگی عضو گروهک مجاهدین خلق بودند، شناسایی نشده و توانستند از کشور فرار کنند.

سرنوشت زنی که مسئول شهادت صیاد شیرازی بود

صیاد

جسد زهره قائمی

مسئول ارشد برنامه ترور شهید صیاد شیرازی «زهره قائمی» از مسئولین ارشد منافقین، معاون رجوی و مسئول ارشد اردوگاه اشرف بود. او که در ابتدای دهه 60 در ایران بود، در ابتدای سال 61 دستگیر می شود اما بعد از توبه کردن در سال 65 از زندان آزاد شده و بلافاصله راهی عراق می گردد. قائمی از سال 65 تا 75 ترقی زیادی در ساختار و تشکیلات مجاهدین می کند. او مسئول ارشد عملیات های برون مرزی مجاهدین می شود. در سال 78 برنامه ترور شهید صیاد شیرازی را ریخته و اجرایی می کند.

زهره قائمی تا سال 92 به عنوان یکی از مسئولین ارشد مجاهدین در اشرف فعالیت می کند. در روز 10 شهریور 1392 گروهی از شبه نظامیان عراقی به اردوگاه اشرف حمله می کنند. درگیری میان مجاهدین و شبه نظامیان شدید است. در این درگیری چند ده مقام ارشد مجاهدین کشته می شوند. در راس کشته شدگان زهره قائمی قرار داشت.

منبع: خبر فوری

سرنوشت زنی که قاتل شهید صیاد است/ دستور ترور صیاد را چه کسی داد؛ منافقین یا صدام / انتقام شهادت امیر بزرگ ارتش گرفته شد؟ آخرین تصویر زهره قائمی
انتشار : ۲۱ فروردین ۱۴۰۳

برچسب های مهم

زن ۲۳ ساله متجاوز به پسران نوجوان در دادگاه حاضر شد , و احساس رضایت کرد+ تصاویر


طلا، زن جوان آمریکایی در فلوریدا به اتهام تجاوز آشکار به حداقل سه پسر نوجوان دوازده تا پانزده ساله در برابر قاضی ایستاد و از خود دفاع کرد.

آلیسا آن زینگر، 23 ساله، اهل تامپا فلوریدا، به اتهام رفتار جنسی شرم آور و بدون ملاحظه با حداقل سه پسر نوجوان آمریکایی در مقطع راهنمایی، دستگیر و در دادگاه ایالتی حاضر و برای دفاع از اتهاماتش مقابل قاضی قرار گرفت.

 
 
 

وی متهم است به دفعات، حداقل سه مورد افشا شده، از طریق آنلاین و همچنین از نزدیک، قربانیان را مورد آزار جنسی ناآگاهانه قرار داده و از بی تجربگی آنها سوء استفاده کرده است.

تصاویر آلیسا در شبکه های اجتماعی با بازدید میلیونی مواجه شده و لحظه حضور وی با غل و زنجیر در برابر قاضی در دادگاه، با واکنش گسترده کاربران مواجه شده است. این در حالیست که آلیسا در کنار سایر متهمان به جرائم مواد مخدر، سرقت مسلحانه و تجاوز و درگیری خونین ایستاده است.

اتهام آلیسا از آن جهت جدی است که وی قبلاً به جرم اذیت و آزار جنسی دستگیر و سپس آزاد شده بوده و اینبار به اتهام تکرار جرم و افشای چهار مورد اذیت و آزار جنسی دوباره دستگیر شده است.

در پرونده آلیسا اتهاماتی از قبیل اذیت و آزار جسمی منجر به جراحت و صدمه جسمی هم ثبت شده و وی از این جهت هم با اتهام سنگین مواجه است.

شاکیان پرونده ادعا کرده اند، متهم برای اعتماد سازی خود را بجای دختر نوجوان چهارده ساله جا زده و با قربانیان ارتباط برقرار کرده است.

این پرونده از آن جهت برای پلیس و افکار عمومی مهم است که آلیسا نه تنها در یک مورد به رابطه جنسی متعدد با جوانترین قربانی خود پرداخته، بلکه با ثبت و ضبط فیلم از این عمل متجاوزانه، آنرا در شبکه اجتماعی اسنپ چت با سایر نوجوانان به اشتراک گذاشته است!

با اینکه در اغلب ایالات آمریکا سن قانونی و رشد کامل حداقل 18 سال محسوب می شود، آلیسا به جرم دو فقره تجاوز واشاعه فحشا و بد رفتاری و پنج مورد آزار و اذیت جنسی با قربانیان 12 تا 15 ساله متهم شده و اینبار به شکل جدی تر باید با عواقب و مجازات متناسب با جرائمش روبرو شود.

در حال حاضر و تا زمان رسیدگی کامل به جرائم درجه 2 این زن جوان، با قرار وثیقه به ازای هر اتهام 7500دلار از سوی دادگاه، آلیسا زینگر آزاد شده است.

در بخشی از پرونده بازجویی، یکی از قربانیان اذعان کرده متهم با او دست کم 30 بار رابطه جنسی نامتعارف تجربه و پیش از این هم با تعدادی پسر 13 تا 15 هم همین رفتار را انجام داده است.

پلیس با انتشار تصویر متهم، از سایر قربانیان احتمالی درخواست کرده برای تکمیل پرونده متهم، به اداره پلیس مراجعه کنند. بیم آن می رود آلیسا با اتهامات جدی تری روبرو بوده و با افزایش احتمالی تعداد قربانیان، این پرونده وارد فرآیند متفاوت و پیچیده تری شود.

زن ۲۳ ساله متجاوز به پسران نوجوان در دادگاه حاضر شد , و احساس رضایت کرد+ تصاویر
انتشار : ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

برچسب های مهم

دانلود pdf غیر رایگان کتابهای احمد محققی بازپرس ویژه قتل عمد-کلاریس ما چگونه شروع به حسرت خوردن می کنیم؟آیا ما در جستجوی چیزی هستیم که حسرتش را بخوریم؟مجید سالک محمودی قاتل زنجیره ای


دانلود کتابهای پلیسی جنایی واقعی بقلم احمد محققی بازپرس ویژه قتل عمد
مختص کارآگاهان-روانشناسان و بازرسان
برای اولین بار در سایت
 
برای دانلود کتابهای بازپرس ویژه قتل عمد احمد محققی یر روی لینک زیر کلیک کنید
 
 
 
 
 
 
 احمد محققی  بازپرس ویژه قتل عمد مجید سالک محمودی قاتل زنجیره ای
 
سخنی با خوانندگان:
شناخت ابعاد پیچده انسان بمنظور  درک چگونگی فر آیند انجام قتل یا بزه نیازمند شناخت و درک دقیق ابعاد روانی افراد  و شناخت گذشته آنها داردلذا لازم است بمظور شناخت چگونگی ارتکاب قتل ابتدا با کلیه بیماری و اختلالات روانی آشنایی داشت تا بتوان انگیزه قاتل را شناخت و پیش داوری نکرد .به جمله زیر نگاه کنید و برداشت خود را بگویید.
 
افراد چرا مرتکب قتل می شوند؟افراد چرا هنگام قتل مردد نمی شوند؟افراد چرا پس از قتل ناراحت نمی شوند؟چرا یک قاتل حین قتل نمی ترسد؟
پاسخ تمام این سوالها را شاید دریک سکانس کوتاه از فیلم سکوت بره ها بتوان پاسخ دارد.
دکتر هانیبال لکتر:
کلاریس  ،  اگر او (بیل) اون دختر رو به چشم یک فرد ببینه،نه یک شی،آسیب رسوندن به اون دختر براش سخت‌تر می‌شه.

مردی که شما بدنبالش هستید چه کار می کند؟.اولین جیز و اصل کاری که انجام می دهد چیست؟چه چیزی رو می خواد درون خودش بر آورد ه کنه خشم،رنجش اجتماعی،دلسردی. افسردگی،یاس---- نه ---افراد همواره دنبال این هستند تا به نحوی نیاز ها و بیشتر از نیازها حسرتهای درونی و سر خورده شدن خودشون رو بر آورده کنند.اون حسرت می خوره.اون در حقیقت حسرت می خوره که چرا نباید مثل سایر مردم باشه

کلاریس،حرکت چشمانی را که روی بدنت حرکت می کنند،حس نمی‌کنی؟و،آیا چشمان تو در جستجوی چیز‌هایی که تو خواهان‌شان هستی،نیستند؟

کلاریس ما چگونه شروع به حسرت خوردن می کنیم؟آیا ما در جستجوی چیزی هستیم که حسرتش را بخوریم؟ما حسرت خوردن را با چیزهائی که هر روز می بینیم شروع می کنیم.و این چیزها، هر روز جلوی چشمانمون هستند-مابیشتر بدنبال بر آورده کردن حسرتهای زندگییمون هستیم و برا ما فرقی نمیکنه که چکار داریم می کنیم.....

بعضی وقت ها یه چیزای کوچیکی تو گذشته، تبدیل میشن به یه حسرت بزرگ. بعد هرچی که زمان میگذره اون حسرت هم بزرگتر میشه، همانطور که ما بزرگتر میشیم و همانطور که ما پیر تر می شیم تا یه جایی که دیگه نمیشه ازش فرار کرد آره..نمیشه ازش فرار کرد

سایت کتابکده برای اولین بار قصد دارد  بمظور شناخت دقیق ابعاد روانی مرتکبین به بزه از طریق ارائه pdf کتابهای واقعی قدمی برای شناخت ابعاد روانی مرتکبین به بزه وشناسائی جرم کتابهای احمد محققی که تنها کتابهائی است که ریشه در واقعیت دارد را ارائه نماید:

احمد محققی سالهای 1371 تا 1374

لیست کتابهای بازپرس ویژه قتل عمد

1- باند تک تازان 2-غروب عاطفه ها 3- فتنه رمال 4-سه ناخلف 5- آخرین شکار قاتل 5- جدایی 6- افسانه 7- قصه عشق 8 –شلیک مار 9-صاعقه 10- آتشپاره 11- سرنخ 12- سنگ شیطان 13 – نیلوفر 14- عشق پنهان 15-رانده شده 16-هوسباز 17-تعقیب 18-بازی روزگار 19- فرشته 20- مقصر کیست 21- نفرین شده 22-درنا 23-تله گیر 24- خاطر خواه 25-سزای جنایت 26- سوخته دل 27- قاتل کیست 28- در دام محبت 29- ازگلستان تا گورستان 30- سقوط 31- عروسش بیگناه 32- افسانه 33- هوسباز 34-سنگدل 35-درمیان شعله ها 36-سقوط 37-دلداده 38- آنش عشق 39- آتش پاره 40-چشم روشنی 41-وسوسه 42-اعتراف 43-شیدا 44- عقد کرده 45- تلکه گیر 46- بعد از کنکور 47- آتش عشق 48-عشق پنهان 49- تبعیض 50-تعقیب 51-قصه عشق

 
احمدعلی محققی، پلیسی‌نویس متبحر دهه ۶۰ و اولین بازپرس ویژه قتل عمد دستگاه قضا که با پایان تحصیلات متوسطه در یکی از روستاهای آذربایجان (زادگاهش) راهی پایتخت شد تا با استخدام در اداره فرهنگ آن زمان به شغل معلمی بپردازد، در دیداری شبانه با یک دوست در یکی از روستاهای فیروزکوه (محل خدمتش در دوران معلمی) مسیر زندگی‌اش را عوض کرد تا تبدیل به یکی از جعبه‌سیاه‌های تاریخ جنایت بشود. مردی که هنوز هم همه چیز را به خاطر دارد.
 
معلمی که قاضی شد!
 
داستان محققی از فیروزکوه شروع می‌شود. اولین محل خدمت در کسوت معلمی که بارش برف سنگین و سرمای شدید بارها مدرسه‌اش را تعطیل می‌کرد تا در خانه بماند. همان وقت‌ها بود که دوستی به دیدارش آمده و در آن شبانه سرد فیروزکوه که با تعطیلی همراه شده بود، پیشنهاد کرد چرا دنبال گرفتن مدرک لیسانس نمی‌رود. تعطیلی‌های فیروزکوه بهترین فرصت برای خواندن و آماده‌ شدن برای کنکور بود. محققی می‌گوید: «وقتی دوستم این پیشنهاد را داد گفتم کتاب ندارم تا آماده کنکور شوم. دو روز بعد آن دوست تمام کتاب‌هایی را که باید برای کنکور و قبول شدن در رشته حقوق می‌خواندم برایم آورد. تا یادم نرفته بگویم که دوستم در آن شبی که مهمانم بود و صحبت می‌کردیم تأکید کرد به دنبال رشته حقوق و وکالت بروم. به هر حال کتاب‌ها رسید و مشغول خواندن و آماده شدن برای کنکور شدم.» کنکوری که با قبولی‌ در رشته حقوق همراه شد و پس از فارغ‌التحصیلی با انتقال از وزارت فرهنگ به دادگستری در یکی از بخش‌های قضایی مشغول به کار شد.
 
از ایاز تا مجید سالک در جست‌وجوی قاتل زنان
 
محققی قبل از انقلاب به دادگستری منتقل و مشغول به کار شد. دهه ۵۰ دهه مهمی در تاریخ ایران است. دهه‌ای که با انقلاب همراه و در اواخر آن داستان مجید سالک محمودی کلید خورد. داستان اولین قاتل زنجیره‌ای زنان که از سال ۱۳۵۹ شروع و پرونده‌اش در سال ۱۳۶۵ شمسی بسته شد. البته تا قبل از آن شهرت قاتل زنجیره‌ای تنها برای بامیه‌فروشی با عنوان اصغر قاتل به کار می‌رفت که در حوالی تهران در دوران رضاشاه به دنبال شکار پسربچه‌های خردسال بود تا آنها را به قتل برساند. درباره قتل زنان هم ماجرای «ایاز» در اوایل دهه ۵۰ تمام توجه‌ها را به خود جلب کرده بود. قاتلی ساکن کرج که دخترک ۱۲ ‌ساله همسایه را پس از آزار و اذیت به قتل رسانده بود. در همان ایام مجله جوانان مؤسسه اطلاعات این ماجرا را دنبال و به بالاترین تیراژ رسید. در آن روزگار هنوز تلویزیون و رادیو فراگیر نشده و اکثر مردم از طریق روزنامه‌ها و مجلات، اخبار سیاسی، فرهنگی، هنری و جنایی را دنبال می‌کردند. با این حال ایاز با کمک خبرنگار و عکاس مجله توسط نیروهای ژاندارمری آن زمان در یکی از روستاهای اراک در حالی که در تنورخانه قایم شده بود، دستگیر و به سزای عمل خود رسید؛ قاتلی که شاید بتوان ادعا کرد که برای اولین و آخرین بار برای دستگیری‌اش جایزه بزرگی با همکاری مجله جوانان، صاحبان صنایع آن زمان و چهره‌های معروف هنری و ورزشی تعیین شد.
 
اعترافات یک قاتل مخوف
 
گزارش پشت گزارش می‌رسید. کشف جسد یک زن در مهرماه ۱۳۶۴ در حوالی کرج، پیدا شدن جسد دختری هفده - هجده ساله در حوالی اردبیل در کنار پیدا شدن جسد مادر و فرزند دو ساله‌اش در کنار جاده که علت مرگ همه آنها خفگی با طناب سفید اعلام شده بود اکثر مردم را حیران کرده بود که چه کسی پشت همه این قتل‌ها مخفی شده است.
 
ماموران ژاندارمری بستان‌آباد در حوالی میانه با اشاره به قتل زنی به نام خدیجه از پیدا شدن جنازه یخ‌زده فرزند خردسالش هم یاد کرده بودند که حیوانات وحشی بخشی از صورتش را خورده بودند. این پایان ماجرا نبود و تا روز ۲۴ بهمن ۱۳۶۴ زمان دستگیری قاتل زنجیره‌ای در حوالی میدان بهارستان تهران اجساد زیادی در حاشیه شهرهای تهران، تاکستان و قزوین پیدا شدند. اجسادی که بیشتر آنها ساکن پایتخت بوده و در حوالی شهرک غرب، دهکده کن و اوین پیدا شده بودند.
 
اما داستان دستگیری مجید با تکه‌های طناب سفید که همه قربانیان با آن خفه شده بودند و شهادت خواهر یکی دیگر از قربانیان مجید شروع شد. زنی به نام معصومه که خواهرش خبر داد آخرین بار او را دیده که سوار یک شورولت رویال سبزرنگ با پلاک ارومیه شده. محققی با یادآوری این خاطره اضافه کرد بلافاصله با کمک راهنمایی‌ و رانندگی آمار تمام شورولت‌های رویال پلاک ارومیه را درآوردیم. یک صد ماشین با این پلاک در شهرهای مختلف وجود داشت. دیدیم استعلام زدن برای مالکان این ماشین‌ها و رسیدگی جداگانه به ماشین‌های سبزرنگ یک سال زمان می‌برد که به یک‌ باره خبر رسید مجید در حوالی میدان بهارستان دستگیر شده است. ما اطلاعات قاتل زنجیره‌ای زنان را بر اساس صحبت‌ها و نشانی‌های خواهر معصومه از شورولت رویال سبزرنگ و طناب سفیدرنگ به تمام گشت‌های آگاهی داده بودیم. البته خواهر معصومه درباره خود مجید هم یادآور شده بود که مردی با پوست تیره و لهجه آذری بود و این مشخصات هم در اختیار نیروهای گشت گذاشته شد. مجید روز ۲۴ بهمن سال ۱۳۶۴ به طور اتفاقی دستگیر شد. او اول صبح به دنبال طعمه جدیدش رفته بود که با واکنش برادر آن زن روبه‌رو و هر دو با هم (زن و مرد) فرار کرده بودند. البته برادر آن زن کوتاه نیامده و در لحظات آخر با چوب شیشه عقب شورولت را پودر کرده بود. شیشه شکسته و حضور زن و مرد در ماشینی با آن وضعیت توجه گشت‌های سوار بر بنزهای مشکی ۱۹۰ آن سال‌ها را به خود جلب می‌کند. ایست می‌دهند. مجید خیلی خونسرد ترمز کرده و مدارک ماشین را ارائه می‌کند.
 
مأموران از مجید می‌پرسند شیشه چرا شکسته است؟ قاتل، سردی بیرون و گرمای بخاری ماشین را بهانه می‌کند و می‌گوید تغییر دما باعث خرد شدن شیشه شده است. مأموران از او می‌خواهند صندوق عقب را باز کند. باز می‌کند و چند رشته طناب سفید، یک دست لحاف و تشک، یک پیک‌نیکی و چند وسیله دیگر کشف می‌شود. با توجه به پلاک اعلام شده ماشین و لهجه آذری مجید کنجکاوی مأموران تحریک می‌شود که در نهایت پس از استعلام از مرکز حکم به جلب مجید و ماشینش می‌دهند. محققی در مرور خاطره آن روز به تماسی اشاره می‌کند که از اداره با منزلش می‌گیرند. ساعت اداری تمام و بازپرس به خانه‌اش رسیده بود که تلفن زنگ زده و خبر از دستگیری مجید می‌دهند. بلافاصله راهی اداره شده و خواهان ملاقات با قاتل می‌شود. قاتل عجیبی که بدون هیچ مقاومتی اعلام می‌کند نامش مجید سالک محمودی اهل ارومیه است و تمام قتل‌ها توسط او صورت گرفته است.
 
قاتلی که بعد از اصغر قاتل و هوشنگ ورامینی، قاتل رانندگان در دهه ۴۰ و ایاز معروف نام خود را در کنار آنها به عنوان اولین قاتل زنجیره‌ای زنان ثبت کرد. مجید پس از اعتراف به همه قتل‌ها با یک اکیپ راهی شهرهایی شد که زنانی را در آنجا کشته و در حاشیه شهر دفن کرده بود. زنانی که جسدشان پیدا نشده بود. محققی اشاره داشت: «مجید شخصیت عجیبی داشت. ما بازپرس‌ها به هنگام بازجویی یک متهم دوست داریم دائما دروغ بگوید. دروغ‌هایی که پر از تناقض است و باعث دستگیری آنها می‌شود اما این قصه درباره مجید جور دیگری بود. او آن قدر خونسرد درباره بعضی مسائل دروغ می‌گفت که انگار راست می‌گوید. بابت همین گاهی اوقات می‌ترسیدم مبادا تخلفی از او از قلم افتاده و حق یک خانواده که چندین ماه دنبال گمشده خود بوده‌اند، تضییع شود. با این حال در پایان بازپرسی و تکمیل پرونده مجید او را به انفرادی زندان قصر فرستادم تا محاکمه‌اش شروع شود. در نهایت در روز هشتم خرداد سال ۱۳۶۵ با این که سپرده بودیم مواظب باشید قاتل خودکشی نکند خبر رسید که او خودش را حلق‌آویز کرده است. ما برای جلوگیری از این ماجرا از همان روز اول سپرده بودیم که قاشق، چنگال و حتی ملحفه در اختیارش نگذارند که مبادا خود را دار بزند اما او با رشته کردن پتوی خود طنابی ساخته و خود را در سلول انفرادی حلق‌آویز کرده بود«.
 
محققی می‌گوید با گذشت تمام این سال‌ها که با بازنشستگی‌اش همراه شده هنوز ماجرای مجید را فراموش نکرده است. محققی بعد از بازنشستگی دفتر وکالتی باز کرده و فقط پرونده‌های قتل را قبول می‌کند. پرونده‌هایی مانند قتل لاله سحرخیزان، همسر ناصرمحمدخانی که در آن پرونده او وکیل خانواده مقتول بود. روبه‌رویش نیز خرمشاهی ایستاده بود که وکالت شهلا را بر عهده داشت. پرونده‌ای که در نهایت با اعدام شهلا همراه شد.
 
خاطرات احمدعلی محققی شنیدنی است. خاطراتی که آنها را به صورت مجزا در قالب کتاب با عناوین مختلف منتشر کرده است. خاطراتی که زمانی مؤسسه اطلاعات در همکاری با او به صورت پاورقی در مجله جوانان آنها را چاپ می‌کرد. او می‌گوید هیچ‌وقت بابت این خاطرات حق‌التحریر نگرفته و فقط امتیاز کتاب شدن آنها را به مؤسسه نداده و در اختیار خودش گرفته است. کتاب‌هایی که داستان مجید سالک محمودی با عنوان «آخرین شکار قاتل» یکی از خواندنی‌ترین عناوینش است.
 
داستان مجید سالک محمودی
 
سال ۱۳۵۹ زنی میانسال با تسلیم دادنامه‌ای به نیروهای قضایی و پلیس شهر خبر از گم شدن دختر ۳۶ ساله‌اش به نام اختر و دو نوه‌اش محمد و فرحناز می‌دهد. دو نوه ۱۱ (محمد) و ۹ ساله (فرحناز) که بعدها جسد آنها در فاصله دورتری از مادرشان که او هم به قتل رسیده بود، کشف شد. پلیس سرگرم پیگیری ماجرا بود که مجید با فروش اسباب و اثاثیه‌اش پس از طلاق همسرش از ارومیه به پایتخت آمد. تمام زندگی او در آن زمان به شورولت ایران سبزرنگی منتهی می‌شد که طعمه‌هایش را توسط آن شکار کرده و به قتل می‌رساند. او پس از قتل اختر و دو فرزندش چند سالی را تا سال ۱۳۶۴ در سکوت گذراند. سالی که تابستان آن با کشف چهار جسد در بیابان‌های جاده مخصوص، ورامین و جاده رشت همراه شد. اولش تصور نمی‌شد که این قتل‌ها کار یک نفر است اما کشف طناب سفیدرنگ در محل دفن قربانیان این نگرش را به هم زده و همه به دنبال قاتلی با طناب سفید بودند. محققی با اشاره به این قتل‌ها به سال ۶۴ برگشته و اشاره داشت: «پیدا شدن اجساد زنان سروصدای همه را از مقامات تا مردم عادی درآورده بود. یک قاتل آزادانه در خیابان‌ها می‌چرخید و طعمه‌هایش را شکار می‌کرد. قاتلی که پرونده قتل‌های او زیر دست چند بازپرس در حال رسیدگی بود و هیچ‌یک به سرانجامی یا کشف سرنخی درباره ماجرا منتهی نمی‌شد. یک روز در حالی که با دادستان جایی می‌رفتیم از این موضوع شکایت کرده و خواهان جمع شدن پرونده‌ها در یک شعبه شد. همان وقت بود که از من خواست پرونده‌های متفرقه را رد کرده و تمام حواسم را روی این ماجرا بگذارم. ماجرا به جایی رسیده بود که مردم تصور می‌کردند این قتل‌ها توسط نیروهای تندروی حزب‌اللهی و به‌ خاطر اخلاق فاسد قربانیان و بی‌توجهی‌شان به حجاب و عفاف انجام می‌شود. در نهایت با دستگیری مجید و اعترافاتش معلوم شد که این تصور اشتباه بوده و بعدها همین نیروهای حزب‌اللهی در قالب بسیج یا سپاه باعث دستگیری خفاش شب، قاتل سریالی کودکان خردسال و سعید حنایی در مشهد شدند. با این حال با دستور دادستان تمام پرونده‌ها به یک شعبه منتقل و بنده با گرفتن حکم بازپرس ویژه قتل مشغول رسیدگی به آنها شدم. اولین بازپرس قتل عمد که تا آن زمان چنین سمتی در دستگاه قضا نبود و بنده اولین نفری بودم که به این عنوان رسیدم.»

اعترافات قاتلان پرونده ی قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی فر


آخرین جلسه ی دادگاه رسیدگی به پرونده ی قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی فر روز پنجشنبه ۲۸ دی ماه برگزار شد.

 
 

، آخرین جلسه ی دادگاه رسیدگی به پرونده ی قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی فر روز پنجشنبه ۲۸ دی ماه برگزار شد. در این جلسه صحبت های تکان دهنده ای درباره ی جزئیات قتل این کارگردان سرشناس و همسرش، از سوی متهمان پرونده مطرح شد و اولیای دم برای متهمان درخواست قصاص کردند. حکم دادگاه در خصوص این پرونده به زودی صادر خواهد شد. روزنامه «جام جم» متعلق به صدا و سیما گزارشی از این دادگاه منتشر کرده که در ادامه آن را می خوانید:

دومین و آخرین جلسه رسیدگی به پرونده قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی‌فر، صبح پنجشنبه ۲۸ دی ماه در سالن اصلی دادگستری کرج به صورت علنی برگزار شد. دراین جلسه اسکندر و میرویس که درپذیرایی خانه و اتاق خواب در قتل این زوج نقش داشتند به دفاع از خود پرداختند و ناگفته‌هایی ازاین جنایت هولناک را بازگو کردند.

 
 

کریم، متهم اصلی پرونده در این جلسه هم منکر حضور در محل جنایت و کشتن مرحوم مهرجویی و همسرش شد. این درحالی است که شواهد پرونده و اعترافات سه متهم دیگر او را به عنوان طراح این جنایت معرفی کرده است. در ابتدای جلسه پنجشنبه، رئیس دادگاه گفت: افرادی که ضرورت دارد در دادگاه حاضر باشند را دعوت کرده و در اینجا حضور دارند.

اولیای دم به دادگاه نیامده و وکلای آن‌ها حضور دارند. متهمان هم همراه وکلای خود در دادگاه حاضر شده و به دلیل این‌که یکی از متهمان زیر ۱۸سال است نماینده بهزیستی هم در دادگاه حضور دارد.

پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای آنها، رئیس دادگاه پس از ۶۰۰ ساعت رسیدگی، ختم دادگاه را اعلام کرد. رئیس کل دادگستری استان البرز پس از این جلسه گفت: در این پرونده برای چهار متهم حسب‌مورد به اتهاماتی از قبیل مباشرت در قتل عمدی داریوش مهرجویی و رقیه (وحیده) محمدی‌فر، شروع به قتل عمدی و معاونت در آن، ایراد ضرب و جرح عمدی، مشارکت در سرقت، ورود به عنف، تهدید با چاقو و اخفای ادله جرم از سوی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان فردیس کیفرخواست صادر و از دادگاه کیفری یک استان البرز تقاضای تعیین مجازات و صدور حکم شده بود.

حسین فاضلی هریکندی با بیان این‌که بر این اساس هر چهار متهم پرونده درخصوص اتهامات وارده از سوی دادگاه تفهیم اتهام شده‌اند، تصریح کرد: پنجشنبه نیز پس از تحقیق از دو متهم دیگر و وکلای آنها، وکلای اولیای دم مرحوم داریوش مهرجویی و همسرش، مجددا با اعلام شکایت خود از هر چهار متهم حاضر در دادگاه، از دادگاه تقاضای صدور حکم به مجازات متهمان پرونده از جمله تعیین مجازات قصاص برای ارتکاب قتل عمدی مقتولان را کردند و دادگاه نیز پس از اخذ آخرین دفاع متهمان و وکلای مدافع آنها، ختم رسیدگی به پرونده را اعلام کرد.

روایت قتل وحیده محمدی‌فر

اولین متهمی که در جلسه دوم دادگاه درجایگاه قرار گرفت، اسکندر بود؛ متهمی که به نوعی جعبه سیاه پرونده بود و با دستگیری او، جزئیات این جنایت فاش شد. سه متهم پس ازدستگیری درتلاش بودند پای اسکندر به پرونده بازنشود، اما پازل گمشده اعترافات آن‌ها این احتمال رامطرح کرد که نفر چهارمی هم در این جنایت نقش دارد که پس ازبازجویی از داوود، تنها متهم زیر ۱۸سال پرونده، هویت آخرین متهم پرونده هم فاش شد.

قاضی یوسف فلاحی، رئیس شعبه یکم دادگاه کیفری یک استان تهران پس از قرار گرفتن اسکندر در جایگاه گفت: با توجه به تحقیقات صورت گرفته، محتویات پرونده و کیفرخواست، متهم به شروع به قتل نسبت به مرحوم محمدی‌فر به‌دلیل اقراری که داشته‌اید، مباشرت در ضرب عمدی با چاقو، مشارکت در سرقت مسلحانه در شب ورود به عنف، اخفای ادله جرم و ورود و اقامت غیرمجاز به کشور هستید، اتهام خود را قبول دارید؟


 
 

اسکندر‌: بله. همه را قبول دارم.

رئیس دادگاه‌: توضیح بده، اولین‌بار چطور وارد خانه مرحوم مهرجویی شدید؟

اسکندر‌: حدود یک هفته قبل از قتل، کریم – متهم ردیف اول – زنگ زد و گفت برویم جایی برای دزدی. گفتم کجا؟ گفت داخل شهرک مردی هست خیلی پولداره، خارج میره و دلار و یورو داره. من آقای مهرجویی را نمی‌شناختم و کریم حرفی از قتل نزد و فقط گفت میرویس و داوود هم در این سرقت با ما همراه هستند. غروب ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه از سر کار به محل قرار رفتم.

رئیس دادگاه‌: محل قرار کجا بود؟

اسکندر: کنار دیوار شهرک در جاده اصلی. من آخرین نفری بودم که به آنجا رسیدم. داخل شهرک رفتیم. کریم دو چاقو آورده بود. هوا تاریک شده بود، اما نمی‌دانم ساعت چند بود. وقتی به خانه رسیدیم. اول کریم از بالای نرده وارد شد. بعد میرویس و بعد من و داوود وارد شدیم. کریم سمت در آشپزخانه رفت که خانم سایه‌اش را دید و گفت کیه؟ کریم صدایش را عوض کرد و گفت در را باز کن. خانم گفت وایسا الان زنگ می‌زنم پلیس. کریم سمت ما آمد گفت امشب نمی‌شود، برگردیم.

رئیس دادگاه‌: روز قتل چه اتفاقی افتاد؟

اسکندر: ظهر شنبه دوباره زنگ زد و گفت بیا امروز کار را تمام کنیم. وقتی به محل قرار آمدم، کریم همان چاقو‌ها را آورده بود. از مسیر قبلی وارد شدیم. کریم اول وارد شد و ازما خواست پشت برگ‌های آویزان از نرده مخفی شویم. اوضاع را بررسی کرد و گفت بیایید داخل. با دست علامت داد و ما وارد شدیم. من تا حالا وارد ویلا نشده بودم و کریم مسیر را به ما نشان می‌داد. چاقوی دسته زرد را به من داد و چاقوی دسته قهوه‌ای دست خودش بود. بعد دستکش داد و گفت دست‌تان کنید که میرویس قبول نکرد و چوبی بلند را از داخل محوطه برداشت.

رئیس دادگاه‌: وارد ساختمان شدید، مرحوم مهرجویی و همسرش کجا بودند؟

اسکندر‌: در آشپزخانه بودند، اما غذا نمی‌خوردند. خانم با دیدن ما به سمت اتاق فرار کرد. من و داوود به‌دنبال او رفتیم که در مسیر چاقو از دستم افتاد. خانم در را نگهداشته بود تا ما وارد نشویم که دو نفری در را هل دادیم و وارد اتاق شدیم. خانم گفت کی هستید؟ چی می‌خواهید؟ گفتم طلاهایت را بده. خودش النگو‌ها و دستبند را از دستش بیرون آورد و به من داد. یک پابند هم بود که گم شد. من دست‌هایش را بستم و داوود دهانش را بست.

رئیس دادگاه‌: با چی بستی؟

اسکندر‌: پارچه‌ای مشکی.

رئیس دادگاه‌: بعد چه شد؟

 

اسکندر‌: کریم عصبانی وارد اتاق شد. چاقوی دسته زرد خونی بود. آن را به من داد و تهدید کرد اگر خانم را نکشم، مرا می‌کشد. از ترس چاقو را گرفتم و دو ضربه به دو طرف گردن خانم زدم. کمی خون روی لباسم ریخت. ترسیدم و عقب رفتم و چاقو از دستم افتاد. کریم چاقو را برداشت و ضربه محکمی به گردن خانم زد. دهان خانم بسته بود و سعی می‌کرد چیزی بگوید، اما ما نمی‌فهمیدیم.

رئیس دادگاه: چه وسایلی سرقت کردید؟

اسکندر‌: دنبال پول و طلا بودیم، اما دو گوشی و هفت النگوی طلا را سرقت کردیم. کریم آن‌ها را به من داد وگفت توداخل شهرک زندگی نمی‌کنی وبهتر است دست تو باشد. بعد من آن‌ها راچال کردم. لباسم را درجوی آبی شستم و به خانه رفتم. چند روز بعد درعمق چاه در حال حفاری بودم که ماموران دستگیرم کردند ومن همه‌چیز راگفتم ووسایل سرقتی وچاقو‌ها کشف شد.

رئیس دادگاه‌: چرا تلویزیون و فرش سرقت نکردید؟

اسکندر: ضایع بود و همه متوجه می‌شدند دزدی کردیم. من پول لازم بودم و به همین خاطر با آن‌ها همکاری کردم.

در ادامه وکیل متهم در دفاع از او گفت: موکلم در تمام مراحل تحقیقات و دادگاه صادقانه صحبت کرده است. او قصدی برای قتل نداشته و برای سرقت به آنجا رفته بود. ضربه‌هایی که به مرحوم محمدی‌فر زده به خاطر اجبار و اکراه بوده است. با توجه به صداقتش و کمک به کشف جرم درخواست تخفیف برای او دارم.

نماینده دادستان هم درباره دفاعیات متهم گفت: متهم تعریف کرده شب بعد از قتل خواب مرحوم محمدی‌فر را دیده و در سرویس بهداشتی خانه گریه کرده تا کسی متوجه نشود. او به قصد قتل زده و دست داوود را هم زخمی کرده است. قصد در مرحله نهایی خارج از اراده محقق نشده که شروع به قتل است.

روایت قتل مهرجویی

میرویس آخرین متهمی بود که در جایگاه قرار گرفت. اتهام او هم بر‌اساس کیفرخواست، شروع به قتل، مباشرت در ضرب و جرح عمدی، مشارکت در سرقت مسلحانه در شب، ورود به عنف و ورود و اقامت غیرمجاز است. میرویس برادر داوود است و اختلاف او با مرحوم مهرجویی یکی از سرنخ‌های کشف این جرم بود. این متهم با چوب به سر کارگردان سرشناس ضربه زده بود. او وقتی در جایگاه قرار گرفت، همه اتهاماتش به‌جز سرقت را قبول کرد و گفت: من برای قتل آقای مهرجویی به آن خانه رفتم و قصد سرقت نداشتم. وقتی وارد خانه شدیم، آقا جلو آمد که من با چوبی که از محوطه برداشته بودم، چهار ضربه به سرش زدم. یکی از ضربه‌ها هم به دستش برخورد کرد. آقا همان‌طور ایستاده بود که کریم با چاقو به گردنش ضربه شد و او با شکم روی زمین افتاد.

رئیس دادگاه: غیر از شما کسی با چوب مرحوم‌مهرجویی را زد؟

ن زمان خرید محصول مورد علاقه ات از برند چرم مشهد فرا رسیده!...
۵۰٪ ۵,۷۹۸,۰۰۰
۲,۸۹۹,۰۰۰ تومان
خرید کنید

میرویس در حالی که گریه می‌کرد، گفت: نه‌فقط من زدم. بعد هم همانجا ایستادم و داخل اتاق نرفتم.

رئیس دادگاه: چرا گریه می‌کنی؟

میرویس: اشتباه کردم. دختر آقای مهرجویی تنها شد. من خودم دختر دارم و الان بی‌پدر شد.

رئیس دادگاه: پیش از قتل در خانه مرحوم مهرجویی کار کرده بودی؟

میرویس: بله، سه ماه.

رئیس دادگاه: سرقت هم کرده بودی؟

میرویس‌: از خانه آقای مهرجویی نه، از خانه همسایه‌اش سرقت کردم که باید ۳۰ میلیون تومان می‌دادم. به جای پول در شهرک کار کردیم. وقتی تازه ازدواج کرده بودم، خانم محمدی‌فر، یک جارو‌برقی به من داد و گفت برای همسرت ببر. هر وقت خرمالو جمع می‌کردم، خانم سهمی برای همسرم و خانواده همسرم می‌داد. آقای مهرجویی زود عصبانی می‌شد، اما صاحبکارم می‌گفت او مرد بزرگی هست و احترامش را نگهدار.

رئیس دادگاه‌: پس انگیزه‌ات برای قتل چه بود؟

میرویس‌: مهرجویی مرا از شهرک بیرون کرد. از این موضوع ناراضی بودم. وقتی کریم تماس گرفت به من گفت اگر نیایی، چون با آقا مشکل داشتی باز هم قتل گردن تو می‌افتد. من و کریم از نقشه قتل خبر داشتیم و دو نفر دیگر نمی‌دانستند. وقتی کریم گفت این نقشه را دارد با او همراه شدم.

رئیس دادگاه:، اما قبلا به کریم گفته بودی مهرجویی را می‌کشی؟

میرویس‌: اگر می‌خواستم کسی را بکشم، همسایه‌شان را می‌کشتم که از من شکایت کرد. وقتی کریم نقشه کشید با او همراه شدم، چون نمی‌رفتم همه فکر می‌کردند کار من است.

وکیل متهم سپس در دفاع از او گفت: «موکلم ازآی‌کیوی پایینی برخوردار است. در‌خصوص اتهام شروع به قتل، مرحوم مهرجویی ازقدرت بالایی برخوردار بود و دربرابر میرویس مقاومت کرده بود. او قصد سرقت نداشته و درعمل مادی جرم هم شرکت نکرده است.»

نمک خوردند و نمکدان شکستند

پس از دفاعیات دو متهم و وکلای آنها، رئیس دادگاه از مانوش منوچهری، وکیل فرزند مقتول خواست آخرین خواسته و شکایت خود را مطرح کند که او برای هر چهار متهم درخواست قصاص کرد و گفت: فعل متهمان نوعا کشنده بوده و قصد قتل داشتند. هیچ جای پرونده صحبتی نشده که گوشی مرحوم محمدی‌فر در اتاق بوده است. پس چطور به دخترش در حال پیام دادن بوده و نام کریم را افشا کرده؟ مرویس و کریم در قتل مرحوم مهرجویی و داوود، کریم و اسکندر در قتل خانم محمدی‌فر مشارکت داشته‌اند. محمد‌حسین آقاسی، وکیل مادر مرحوم محمدی‌فر هم گفت: «ما برای انتقام به اینجا نیامدیم و برای کشف حقیقت و جلوگیری از تجری بقیه آمده‌ایم. تقاضای اشد مجازات را برای متهمان دارم. این متهمان نمک خوردند و نمکدان شکستند و خانواده‌ای را از هم پاشیدند.»

 

 
خرید کنید

واکنش به یک عکس و یک اظهار نظر

مظاهری، نماینده دادستان فردیس که در پرونده از کیفرخواست دفاع می‌کرد در این جلسه در واکنش به اظهارات یکی از وکلای پرونده درباره خونی نبودن لباس مرحوم مهرجویی، عکسی از پیکر کارگردان فقید را از رو به رو نشان داد که لباس‌هایش غرق در خون بود. وی در این باره گفت: با توجه به این‌که ضربه‌ها از رو به رو اصابت کرده و مقتولان از رو به زمین افتاده‌اند و پشت لباسش خون دیده نمی‌شود.

آخرین دفاع متهمان در دادگاه

درپایان جلسه قاضی فلاحی از متهمان خواست آخرین دفاعیات خود را مطرح کنند که اسکندر و داوود اتهامات خود را قبول کردند. میرویس هم همه اتهامات غیر از سرقت را قبول کرد. کریم متهم ردیف اول پرونده که متهم به مباشرت در قتل عمدی داریوش مهرجویی و همسرش به وسیله چاقو، جنایت بر میت، مشارکت در سرقت مسلحانه، ورود به عنف، تهدید با چاقو و ورود و اقامت غیرمجاز است تنها متهمی بود که در آخرین دفاع هم منکر اتهامتش شد و گفت: تمام اعترافاتم تحت فشار بازجویی بود. من غیرقانونی وارد ایران شدم، اما سمت این جرایم نرفتم. از آقای مهرجویی پولی طلب نداشتم و گاهی برایش کار می‌کردم. من پنج باغ دستم بود و ماهی ۴۰ میلیون تومان پول نقد درآمد داشتم چرا باید برای سرقت مرتکب قتل می‌شدم. یک بار اسکندر را در زندان دیدم که رو به روی من توبه می‌کرد. به او گفتم در دادگاه علیه من اقرار می‌کنی و اینجا توبه می‌کنی؟

با توجه به سن داوود که زیر ۱۸سال بود، نماینده بهزیستی هم دردادگاه حضورداشت. اوهم پس ازصحبت بااین متهم گفت: «داوود پنج ماهه به ایران آمده و از خیلی اتفاقات رخ داده درکی ندارد.»

رئیس دادگاه با آخرین دفاعیات متهمان، پایان دادگاه را اعلام کرد و قرار است حکم متهمان در مهلت قانونی صادر شود.

 
 
 


http://kia-ir.ir

کتابکده ketabkadeh ارائه دهنده فایلهای pdf کتاب در موضوعات علوم غریبه قدیمی و نایاب -کتابهای نوستالژیک کتابهای کودکان شعر ادبیات -گنج یابی - دفینه یابی - فایلهای صوتی کتابهای صوتی

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما